مـــــن: کسـی بر ســــــر زبان افتــــاد....

شعرها و غزلهای علی گل گلاب

دلت را به دریا نزن

اگر می‌خواهی
انگشت بر نقطه‌ضعف‌هایم بگذاری
بر دلم بگذار.


بر دلم بگذارکه یک عمر
مدار به مدار
طول جغرافیا را

به عرض رسانده‌ام،

تا فرق سر چشم پوشیده‌ام
از دره هایی که دهانشان همیشه باز است
وهمه آبهای زمین را بلعیده اند
 وهمیشه گرسنه...،

گذشته‌ام
در جاده‌هایی که دور از انتظار و غیرمجاز
پیچ می‌خورند و مست می‌کنند
خودم را
قدم به قدم تا تو
گم کرده‌ام.

حالا
یک نفر تو
لنگه به لنگه

طوفان به پا می کند و راه می‌افتد.

-"دلت را به دریا نزن
دریا دلش را در موج شسته است"

می‌خندی و
روی مدارهای زمین
تار می زنی.


مثل خونی که اکسیژنش را
در مغز خالی کرده باشند
رگ به رگ می‌شوم.

خوابش نمی‌برد
آفتابی که بر لب بام است.

#علی_گل_گلاب

 

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ٩:٥٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥
comment نظرات ()

قارا بولود

دولوب گلدی قارا بولود

سیندی سینیق بوداقیما

 

سیزگین سیزگین الندیردی

یاغیشف یانیق دوداقیما

 

سئوگیه آغلادی بولود

سینه می داغلادی بولود

#علی_گل_گلاب

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()

در کوچه پس‌کوچه‌های کندلوس

علی گل گلاب:

صدایش که می پیچد "خیال خام پلنگ من" عاشق می‌شود.

مثل ترنم صبحگانی گنجشگان که در لای شاخ وبرگ‌های درختان ارکستر عشق ‌می‌نوازند، مینا، شبها پشت پنجره می‌نشست.

می‌خواند و می‌خواند و می خواند و پلنگش را به پای تارهای صوتی خود می‌کشاند و می‌نشاند. "خیال خام پلنگ من" عاشق شده بود. عاشق مینا.

اهالی دهکده بو بردند. یک شب صدای شلیک گلوله پیچید. پلنگ مینا در زمستان سرد و برفی زخمی شد. دلش شکست و رفت. مینا که فهمید طاقت نیاورد به سیاهی جنگل زد. دردناکترین ترانه و آوازش را خواند و پا به پای پلنگش گم شد.

دیگر صدای آواز در کوچه‌پس‌کوچه‌های کندلوس شنیده نشد. داستان مینا و پلنگش اما دهان به دهان چرخید. از آن داستان اکنون فقط خانه‌ای مانده است و صدها روایت....

 

ادامه مطلب
   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ٢:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()

با تو ... بی تو... بارها مُردم

 

من که آدم‌، نه. آهنی بودم

حرفهای نگفتنی بودم

 

حال، اما اگر....، و ای کاشم

هر کجا راز عشق می‌پاشم

با طلسمی که دست تو دارد

کوک خوردم که عاشقت باشم

 

مثل یک شایعه، که پخش شود

روز و شب صدهزار بخش شود

حرف هی حرف، برملایم کرد

حرفها هی بلا سرم آورد

 

مثل یک داستان گره خوردم

با تو ... بی تو... بارها مُردم

 

مثل این است هر چه می سازی

آخر قصه، باز می بازی

 

#علی_گل_گلاب 

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٤
comment نظرات ()

 

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

به ناف این جاده چنان پیچ بسته اند

دست تو نیست،

دست من نیز.

به ناف این جاده چنان پیچ بسته اند،

که بن بست نیز در مقابلش،

کم می آورد.

..................علی امین قلم

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ٥:٤٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢
comment نظرات ()

خنثی نمی شود.

این مین،

شاید هزارمین،

یا صد هزارمین،

خاطره ای است که خنثی نمی شود.

................................ علی امین قلم

 

 

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢
comment نظرات ()

لگد

خـــــــر احســـــاس اگــــــــــر لگــــــــــد بـــــــــزنـد
لگــــــدش را بـه جــــــــــــــای بـــــــــــد بـــــــــزند

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢
comment نظرات ()

این راست ترین دروغ دنیا

این فلسفه عشق که می گویی چیست؟

این راست ترین دروغ دنیا از کیست؟

من عاشق سینه چاک خیلی دیدم.

مانند دوزیست شیک و خندان می زیست.

 

 

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٢
comment نظرات ()

در چشمهای تو

جغرافیای هیکل خیلی طبیعی ات
گاهی زیارتی ست. و گاهی سیاحتی

در چشم تو، زمان و مکان در تلاقی‌اند
من هم که در فضام در اینجا به راحتی

یک کشور غنی ست پر از جاذبه، تنت
هرگز نکرده است کسی نارضایتی

گردشگری ترین اثر معنوی، دلت.
گردشگریّ حس تو دارد حکایتی.............

****بخشی از یک غزلم

 

   + علی محمدی گل‌ گلاب (امین قلم) ; ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ شهریور ۱۳٩٢
comment نظرات ()
← صفحه بعد