من که آدم‌، نه. آهنی بودم

حرفهای نگفتنی بودم

 

حال، اما اگر....، و ای کاشم

هر کجا راز عشق می‌پاشم

با طلسمی که دست تو دارد

کوک خوردم که عاشقت باشم

 

مثل یک شایعه، که پخش شود

روز و شب صدهزار بخش شود

حرف هی حرف، برملایم کرد

حرفها هی بلا سرم آورد

 

مثل یک داستان گره خوردم

با تو ... بی تو... بارها مُردم

 

مثل این است هر چه می سازی

آخر قصه، باز می بازی

 

#علی_گل_گلاب