دوش دیدم که ملائک سر ساندیسی چند

می کَنند آخر شب، از سر هم، گیسی چند


مرگ بر/های زیادی به هوا برمی خواست

مشت محکم به دهان و فَکِ ابلیسی چند


هی لگد پشت لگد بود که داغون می کرد

قلم پا و فلان جا و آپاندیسی چند


این وسط یک ژن مرغوب که ساندیس نداشت

وسط معرکه میزد به کره، لیسی چند


عده ای هم که تماشاگر هر خیر و شرند

- وسط هر چه عروسی و عزا در به درند

هر کجا وقت خوش افتاد همان جا بپرند

چون که دیدند که ساندیس خوران خر تو خرند

مثل یک قافیه ی باخته جوش آورده،-

می‌دریدند ته قابلمه و دیسی چند

 


این وسط چند نفر نیز که کلا شادند

از مخ و هر چه تصور بکنی آزادند

عاشق سلفی و موگرینی و یافت‌آبادند

فازشان نول بشود یا نشود استادند

به همه در وسط معرکه نخ می دادند

 نخشان پاره که شد به جان ما افتادند

امر کردند به ما نخ بده شاعر ول کن

این همه مفت چرا قافیه می‌ریسی چند

 


یادم افتاد - ببخشید- یکی دوغش را

خورده در کشور ثالث، زده آروغش را

جفت پا از سر لج رفته درون یک کفش

آمده در وسط معرکه با جیغ بنفش

زل زده صاف که من دوغ نخوردم اصلا

فتوشاپ است که دیدید فرنگیسی چند.



#لغتنامه

#ساندیس:
نوعی نوشیدنی در اواخر قرن چهاردهم هجری شمسی، هیچوقت هیچکس نتوانست آن را از محل علامت گذاری شده باز کند و دلیل این معما هنوز کشف نشده.

#ژن_مرغوب: نوعی بچه مرشد یا بچه عارف. مرحله ای از سیر و سلوک که از مصرف زیاد نوعی شیشه دوجداره حاصل میشود.

#سلفی یا selfi : کلمه خارجی برای عکس گرفتن ادما از خودشان.

#موگرینی: یک شخصیت اروپایی که مورد سلفی جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی واقع شد.

#دوغ: دوغ

#کشور_ثالث: سوئیس

#جیغ_بنفش: ننه من غریبه م بازی درآوردن

#فتوشاپ: اینو دیگه همه تون استادید.

#علی_گل_گلاب