من فکر می‌کنم تنها کسی که دوپینگ نمی کند در فوتبال، محمد مایلی کهن است.

من فکر می کنم فوتبالیست‌ها خیلی استعداد دارند. آنها اگر فوتبالیست‌ نمی‌شدند حتما نویسنده می‌شدند.

من فکر می‌کنم  قلم  و سبک نوشتن، یکی از مواد نیروزاست.

من فکر می‌کنم...، نه . اصلن فکر نمی کنم، مطمئنم  نوشتن در مطبوعات اصلن صرف اقتصادی ندارد.  تصمیم گرفته‌ام برای مربیان و فوتبالیست‌ها از این پس بیانیه بنویسم. یک مطلب ادبی رو اگر یک فوتبالیست بنویسد، خیلی با ارزشتر از این است که یک روزنامه‌نگار بنویسد.

اگر مایلی کهن بیانیه ادبی نمی‌نوشت، اصلن ادبیات ایران پیشرفت نمی‌کرد. البته او چون دوپینگ نکرده بود به دردسر افتاد با نوشتن.

یک روزنامه‌نگار اگر بخواهد خوب بنویسد تا مردم بخوانند فرداش روزنامه‌اش تعطیل می‌شود شدیدا.

من فکر می‌کنم مطالب خوب را فقط دکتر سروش در حمایت از حاج آقا کروبی نمی نویسد. الان مطالب خوب رو  فوتبالیست‌ها می‌نویسند فقط.

اول این بیانیه را بخوانید دقیق:

برادر محترم جناب آقای حاج عباس انصاری‌فر

مدت‌هاست شما به هر دلیلی راجع به من؛ حق و ناحق، درست و نادرست حرف زدید و گفتید و نوشتید و من به حرمت تیمی که رنگ قرمز پیراهنش و سبقه و شکل‌گیری‌اش در رگ و خونم جاری است و این تیم را فراتر از فوتبال؛ که یک جریان ملی می‌دانم سکوت اختیار کردم که اگر یار تیم نباشم بارش نشوم. اما تهمت و افتراها آن چنان به نهایت رسیده است و حیا در ادای ادعا پنهان است و حجب شرمنده و شرمسار شده است.

برادرم؛ شما را که به نام حاج عباس انصاری‌فر حمل حاجی بودن و نام عباس حمل کردن بسیار سنگین است که طواف خانه کعبه نموده‌اید و رشادت جوان بنی‌هاشم نام شماست چه آسان افترا و تهمت و دروغ به کار می‌برید که آدم از آن سوی آب آمده‌ای چون وینگادا که تشرع حمل نمی‌کند به همه شرایط حرفه‌ای و پول و قرارداد حتی از دست دادن سمتش؛ کذب شما را فریاد می‌کند و مدعی می‌شود شما به دروغ ناراحتی و نگرانی خود را به او نسبت داده‌اید. من مدیون راستی و درستی اویم که بسیار از این سمت‌ها بالاتر و ماندگارتر است.

برادر عزیز راه را سخت و کج کردید که اگر حضور من اینقدر برای شما غیرقابل تحمل بود به مردی و به راستی به خودم می‌گفتید و من نه به رادمردی که به عشق پرسپولیس قبول می‌کردم و خداحافظی.

پس چرا اینقدر ناجوانمردانه و تخریب. شما مرا به بلندپروازی متهم نمودید در سیمایی که میلیون‌ها بیننده دارد. اگر بلند پروازی من به دیگری لطمه نزند چه ضعفی است و چه نادرستی در آن نهان است. من که سرافرزانه سرباز پرسپولیس بوده‌ام. آن زمان که سمتی نداشتم چون یک تماشاگر تشویقش کردم و آن گاه که به یاری خواندنم مشتاقانه و بی‌واسطه و بی اما و اگر یا علی گفتم و آنگاه که آقای افشین قطبی ساعت سه صبح از ایران رفتند و من قربانی این دستور با باید هیئت مدیره شدم تا تمرین ده صبح تیم بی‌مربی نباشد.

این بلندپروازی‌ که شما ترور و تخریب‌اش می‌کنید برایم افتخار است که از خود گذشتم تا تیم پرسپولیس رنگ قرمز و عشقم برقرار بماند.

آقا شما با چه دانشی از مربی با دانش صحبت می کنید و تخریبش می‌کنید که در کنار تیم فرانسوی کار کرده ام.

شما بی‌شک طرفدار خوبی برای پرسپولیس نبوده‌اید که در اوج حساسیت مسابقات مهم و جام حذفی با این که می‌دانستید تیم نیازمند آرامش است هر روز و ساعت به مصاحبه ها و گفت و گوهای کذب از تیم سلب آرامش کردید. اما من جوان که باید مثلا الگویم شما باشد سکوت پیشه کردم که مبادا آرامش بایسته تیم ترک بردارد و گرنه این نوشته را بایستی ده روز پیش می‌نوشتم و این گفته‌ها را باید ده روز پیش می‌گفتم.

من به عنوان یک پرسپولیسی از شما به عنوان مدیرعامل یا شاید عامل مدیر می گذرم که پرسپولیس را عشق است اما در معنا شما را به خداوندگار واگذار خواهم کرد. من سد و مانع شما بودم. شما این سد را برداشته اید. در آتیه شاهد اتفاقاتی خواهیم بود که خواهید دید و آنجاست که من همه چیز و همه پشت و پس و نبایدها را خواهیم گفت. شما با همه مانع‌ها چون هدایتی، کریمی و... هم برخورد خواهید کرد. آیا آنها را هم خواهید شکست؛ چون من؟

سلام به دوستان، آن پیشکسوت خانه نشین و در کمین نشین مربی‌ها برای برکناری برسانید که پس از کمین سکوهای تیم پیکان از فرط بی‌تیمی و دوری از فوتبال ارتوپد شده و به پشتوانه جنابعالی می‌خواهد گردن عابدزاده و باقری بشکند. کاش این رشادت در شکستن را در زمان مربی‌گری‌اش داشت تا با ترس و لرز ارنج تیم اعلام نکند. آنقدر نادوست داشتنی که همه چشم دیدن‌اش را نداشته باشد. ایشان چه خوب می‌فهمد که کریمی خودش را به کمر درد زده و خداوند از سر لطف به کمر چه کسی خواهد زد.

در آخر بد نمی‌دانم بگویم روزی خواهند رفت و آنچه می‌ماند مردی و مردانگی و سلامت و درستی است که هیچ وقت تمام نخواهد شد.

حاج عباس سدشکن؛ زمان، قاضی خوبی است که می‌گذرد. من روزی خواهم آمد و با جان و دل و وجودم ارادتم را به پرسپولیس و هوادارانش اعلام خواهم نمود؛ چرا که ترانه و باد را مردم در اختیار دارند و چه کسی می‌تواند بر ترانه قفل زند.

 

و بعد اگر حال داشتید برای ما هم بازاریابی کنید. پورسانت خوبی می‌دهیم اگر یک مربی یک فوتبالیست و... (با کاندیداها کار ندارم)  اگر خواستند بیانیه ای شکوائیه ای چیزی بنویسند مام هستیم و بلدیم بهتر از اینش رو براشون بنویسیم. پول تو ایناست.

مام بلدیم ورزشکاران رو دوپینگ کنیم تا دلشان بخواد.