چیز سبز

یک- دیروز برای سومین بار در عمرم در یک میتینگ خیابانی شرکت کردم. اولیش زمانی بود که دبیرستان بودم و می خواستیم  به جبهه اعزام  شویم که سخنرانش میر حسین بود. دومیشو نمیگم. سومیشو هم که گفتم. نگفتم؟ نه. گفتم.

دو - امروز کیهان، وطن امروز، خبرگزاری فارس و غیره تیتر زده بودند: سونامی حضور میلیونی مردم به طرزفداری احمدی نژاد کار را تمام کرد. منظورشون حضورشان در مصلای ٣٠ هزار نفری بود.  البته با توجه به اینکه دو دوتا میشه ١٠ تا، در مصلا هم... بگم چقد جمعیت حاضر شده بود؟ بگم... بگم یا نگم، میگم: سه میلیووووووووووووون. در ضمن میلیون 6 تا واو داره.

سه - امروز رفتم مغازه سر کوچه مون. یک نفر آدرس بانک صادرات رو ازش پرسید. مغازه‌دار محترم اینطوری آدرس داد: خیابون رو  تا چهار راه مستقیم برو بعد بپیچ دست راست و برو بالا، بغل بربری فروشی.به قول نن جونم، نشانی از این سر راست تر؟

چهار- شعر عاشقانه:

وقتی که از حضور تو لبریز  می شویم/  از فرق سر تا نک پا، چیز می شویم

می خوام بگم ... بگم؟ - جونٍ ننجووونِ من بگو/ ما هم شبیه هموطنان تیز می شویم

 

شش- دو بیتی:

بدان! چیز 1 تو خیلی چیزه2 سید

مث شمشیر و نیزه، تیزه سید

چنان چیز3 کرده ای این چیزها4 رو

که این شعرم براش ناچیزه سید

معانی مختلف چیز در شعر فوق:

1- استفاده از تکیه کلام چیز، (بعضی ها به جای چیز از کلمه "مثلا" استفاده می کنند.) هر کلمه ای که پیدا کردن معادل آن نیاز به مهارت های زیادی دارد، واژه ای برای جلوگیری از دروغ گفتن(کسی که دروغ می گوید جای چیز را با هر واژه دیگری عوض می کند. 2 -  اثر گذار. 3 -  فتیله پیچ . 4-  رقبا