دل دارم و می‌فروشمش مفت...

 می‌خورد تلو تلو...،

                       و می‌رفت

تا اینکه گرفت مثل خر، خفت.

 

***

 

یک زن که لباس پهن می‌کرد،

انگار حواس پهن می‌کرد.

 

در بالکن خانه مثل این شعر،

ایهام و جناس پهن می‌کرد.

 

 بی‌آنکه امیدوار باشد،

اندام قناس پهن می‌کرد.

 

***

 

نزدیک غروب بود شاید

مرد آمد و زنگ خانه را زد:

 

« وا کن در خانه را عزیزم».

زود آمده بود. گفت: چیزم...

 

چیزم؟

«چیزم چیه»؟ یک سوال در رفت

یک پرسش ضد حال در رفت

 

یخ زد رگ عشق توی خانه

هر چیز که بود،...

                         کال در رفت.

 

***

 

پیکان جوات پاپ می‌خواند

آهنگ جدید و تاپ می‌خواند

 

پیکان «جوات» مست می‌رفت

با هر چه که بود و هست، می‌رفت.

 

***

 

بی‌آنکه امیدوار باشد

زن تا سر صبح حرف می‌زد

 

بیدار نشسته بود می‌گفت

دل دارم و می‌فروشمش مفت...

 

/ 8 نظر / 22 بازدید
نویسنده

دوستان محترم شاعر، منتقد، علاقه مند لطفا، خواهشا به جای اینکه بیایین و برای خالی نبودن عریضه یک کامنت بزارین و دعوت کنید که بروزید و آپ هستین، لطف کنید یه خرده به خودتون زحمت بدین و نقدش کنید . مام شما رو نقد می کنیم که شاید از این بن بست چاپ هزارتایی کتاب شعر که هیچ کس هم نمی خرد، خلاص بشیم.

الهام ميزبان

چشم! در بند زن قافیه ی حواس جواب نداده است.ما حواس پرت کردن داریم ولی حواس پهن کردن...؟ اندام قناس یک رای مفعولی کم دارد.یعنی باید باشد اندام قناس را پهن می کرد(البته که مشکل وزن به من ربطی ندارد[قهر]) مصرع در بالکن خانه مثل این شعر...ایراد وزنی داره.مثلا بالکن باید بشه باله! بند نزدیک غروب... برای کال بودن زمینه سازی نشده. در نهایت شعر فرم دایره ای داشت که به نظرم خیلی خوب بود.[گل] حالا تیراژ کتابها بالا رفت یا نه؟

الهام ميزبان

ا...می خاستم کامنت خصوصی بذارم که ریا نشه.الان دیگه همه میفهمن چه دختر حرف گوش کنی هستم...[بغل] سوتی رفت! [تعجب][نیشخند]

یکی از دیار نقدانه ...

گفتی نقد کنیم ... نقد می کنیم... این شعرت مثل بقیه شعرهات جذبم نکرد ... انگار حواست اینجا نیست ... کجایی؟؟؟ خیلی چپ اندر چپ نوشتی ببخشید ناراحت نشی اما ... فقط اسم شعرت قشنگه بود [لبخند]

رویا

سلام واقعا گل کاشتی . محشر بود ایاز و ایهام و ... اگه این حال رو حفظ کنی عالیه . چون واقعا جالب و خوندنی شده نوشته هات . موفق باشی . [لبخند][گل]

رایحه بهاری

سلام دل دارم و می فروشمش مفت... شعر جالبی بود من لینک ات کردم اگر شما هم بکنید خوشحال می شم شاید بشود گفت بروزم .بیا بدرود

هبوط

سلام هبوط به روز شد در انتظارم

آرش امین زاده

برای سرودن یک غزل مشترک با یک بیت شعر از خودتان همراهیمان کنید . با تشکر