بر موی دم‌اسبیش


مجددا:

گیسوی بلند باد را مش می‌زد
بر سقف بلند شب، هواکش می‌زد
صد کار بلد بود ولی لامذهب
بر موی دم‌اسبیش، فقط کش می زد

×××××××××

گیسوی بلند باد را مش کردم 

دل را که نجیب بود سرکش کردم
گفتی همه چیز این جهان بیهوده‌ست
بیهوده به زیر پات خش خش کردم

×××××××××

گیسوی بلند باد را مش کردی
ما را به لب چشمه سفارش کردی
رفتیم لب چشمه ولی لب تشنه
انگار که اب را تو، ترک‍ِش کردی

×××××××××

توضیح: این ترکش اون ترکش نیستا. این ترکش این ترکش هست. ترکش خمپاره ای

/ 6 نظر / 12 بازدید
گروه ادبی پرشین بلاگ

شعرتون رو در گروه خوندم خیلی لذت بردم خوشحالم که در جمع ما هستید آقای محمدی جلیل شعاع

شهره حقدوست

سلام رسم ادب بود که زودتر پاسخ لطفتان را بدهم و نشد به دلیل کمی وقت.ممنون از لینک و شما هم با افتخار لینک میشوید به نقره های گداخته.شعر خیلی خیلی جالبی خواندم و در نوع خودش کار تازه ای ست

.

گیسوی بلند باد را مش کردی تنبان دو بیتی خودت کش کردی طفلک غزلت حال و هوایش بد بود گریوندی و پیچوندی و ترکش کردی ×این همون ترکشه!

یالان

بر پدر بی مروت دونیا شعرهای مسخره را سرودن و گفتن لاف و لحاف زه دست هر بیکس و ناکس

ali erfani

اين كارت سيد مهدي اش كمتر بود دس كم به دل تر ميزد كمك