عبدالله زاویه

چرا، این   کهنه درد  دوری‌ات   درمان    نمی گیرد
چرا ویرانه ی جا مانده از تو، در دلم، سامان  نمی‌گیرد
از  آغاز این  دل درمانده  بی سر  بود  و  بی سامان
چرا این بی سروسامانی‌ درمانده دل، پایان نمی گیرد.

این دو بیت را دوست خوبم عبدالله زاویه عزیز گفته و از من خواسته اگر حال کردم با این شعر ، بگذارمش در وبلاگم. و من چون عمری با گزارش های دلنشین اش، عکسهای خبری و هنری اش، یادداشت های طنزش و داستانهایش از سالیان نه چندان دور تا همین حالا حال کرده ام و یک دوره نیز دبیر سرویس گزارش روزنامه بود و من خبرنگارش که خیلی چیزها از او آموخته ام، و همیشه دوست مورد اعتماد من بوده، و من یکبار در 15 سال پیش دوربین نیم فریم خبری اش را در یک روز بارانی گم کردم و سرویس شدم تا نمونه اش را پیدا کنم و بخرم و بدهم بهش  و مجبورش بکنم قبول بکند و... -نفسم بند آمد عبدالله از بس یکریز تعریفت کردم- گذاشتمش اینجا که یک حال عمومی قسمت همگان بشود.

/ 8 نظر / 13 بازدید
رضا (عشق من شبنم)

مي روم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه خويش بخدا مي برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه خويش مي برم، تا كه در آن نقطه دور شستشويش دهم از رنگ گناه شستشويش دهم از لكه عشق زينهمه خواهش بيجا و تباه مي برم تا ز تو دورش سازم از تو، اي جلوه اميد محال مي برم زنده بگورش سازم تا از اين پس نكند ياد وصال ناله مي لرزد، مي رقصد اشك آه، بگذار كه بگريزم من از تو، اي چشمه جوشان گناه شايد آن به كه بپرهيزم من بخدا غنچه شادي بودم دست عشق آمد و از شاخم چيد شعله آه شدم، صد افسوس كه لبم باز بر آن لب نرسيد عاقبت بند سفر پايم بست مي روم، خنده بلب، خونين دل مي روم، از دل من دست بدار اي اميد عبث بي حاصل فروغ فرخزاد[گل]

رضا (عشق من شبنم)

اون شعرایی که شاعرشو بدونم کیه اسم شاعر رو مینویسم بیشتر شعرای مورد علاقمه[گل]

زاویه

علی جان ! خجالتم دادی، خیلی زیاد. آنقدر خجالت کشیدم که شاید دیگر تا مدتها نتوانم از چیزی خجالت بکشم. در مورد ماجرای دوربین، اینکه لنگه‌اش در بازار پیدا نمی‌شده و اینکه حواس شما پرت چیزهای دیگر بوده [شوخی](والا دوربین همینطوری گم نمی‌شود) و اینکه توی 70 میلیون آدم به پست من خوردی و اینکه آن روز بارانی بوده و چند تا اینکه دیگه، من بی تقصیرم. احکام گرفتن چیزی از دوستی: نخست آنکه بدانی آن چیز اعم از الکترونیک یا غیر الکترونیک، دیجیتال یا غیر دیجیتال، کاربردش اشکال شرعی نداشته باشد. دوم آنکه مطمئن شوی حداقل یک نمونه از آن در بازار هست. و سوم آنکه برای محکم‌کاری آن نمونه را حتما بخری. چهارما، ندارد. تبصره: دقت کنی نمونه‌ای که می‌خری چینی نباشد.

مهدی نورعلیشاهی

عبدالله از دوستان خوب و هم کلاسی های قدیمی ما هم هستا....آقا عبدالله خیلی چاکریم. تحویل بگیر داداش

از عبدالله بپرس خودش می دونه....اما یه دوست خوبه..همکار خوب هم هست

مرضی

از نوشته هات خوشم اومد با اجازت لینک شدی[نیشخند]

shala

کهنه درد دوری دوری دوا نمی شود، شاید گاهی با پیامی از دوست ذهنمان هدیه ای ناب بگیرد اما آن هم گذری کوتاه است که خود توجیهش می کنیم به یاد کردن.